بی خوابی های یک ذهن سرگشته

کانال تلگرام @khablog

بی خوابی های یک ذهن سرگشته

کانال تلگرام @khablog

به مناسبت عروج عیسی بن مریم (ع) به آسمان

سه شنبه, ۷ آذر ۱۳۸۵، ۰۶:۴۲ ب.ظ

او دوباره می آید

مسیح اعجاز زنده تاریخ است و گواه موجود حقیقت. مسیح (ع) زندگی بخش مردگان جاوید بود و نیستی بخش زندگان مرده پرست و مردار خوار. چشمه های زندگی، از سر انگشتان نبوتش ،پلکهای پژمرده و روح های افسرده را جانی دوباره می بخشید و دل های به خواب خو گرفته را عادت به روشنایی و بیداری می داد.

اما این کفن فروشان بودند که دل به مردگی خویشتن داده بودند و چشم انتظار تولد مرگ های مالامال بودند؛ در زمانی که  مسیح (ع) ، برهنه ترین بینش و برهان بیداری بود و عریان ترین نگاه بهاری. مسیح دست به هر واژه ای که می گذاشت کلمات جان تازه می گرفتند و امیدی دوباره و جز معنای عشق و زندگی هیچ واژه ای در تفکر مسیح متولد نشد.

اما در آن سوی نفس مسیحایی مسیح ، کوردلان بودند که به ترس خفته در خویش ایمان داشتند و به عصیان خویش اعتقاد و عقیده ؛ اعجاز مسیح را می دیدند و منکر می شدند و این ، دردی بود که خاطر مسیح را می آزرد.

مسیح انسان های دربند را به خدا فرا می خواند و آنان به درون خرقه های خویش می خزیدند. پس گروهی از بنی اسراییل ایمان آوردند و گروهی کافر شدند و مسیح می دانست که این جاده های تاریک و این رداهای سالوس ، جز به تاریکی ختم نمی شوند و جزمرگ قابلیت پذیرش هیچ تبسمی را ندارند.

مسیح تنفسی بود که جبرائیل به عشق دمیده بود. گرداگرد نگاه مسیح را گرداب و گرد وغبار خیانت و نفاق فراگرفته بود و مسیح تنها به حواریون خویش دل خوش کرده بود.

چشم های تو همه چیز را می دید، غیر از تاریکی . تاریک دلان ، همه چیز را می دیدند ، جز برهان بیدار چشم های تو را.

وسوسه به صلیب کشیدن مسیح چون موریانه ای بود که در زیر پوست خیانت و افترا راه می رفت و چون هوسی شعله ور در باد می خلید.

آتش مهیا بود و صلیب بر دوش کسی؛ زیر شعله طلایی آفتاب، انعکاس تازه ای از حقیقت را به نمایش گذاشته بود . قلب اورشلیم ، تند می زد و سیمای کوه صهیون بر افروخته بود و تباه کاران صلیبهای خود را برای بردار کشیدن آفتاب مهر، بر دوش می کشیدند. اما مسیح آرام بود و روشن ،  بیدار بود و مطمئن و می دانست که خواست الهی بالاترین مرتبه از اراده هستی است.

عیسی می دانست که ناگهان غرق در زمزمه " ای مسیح ! من تو را می گیرم و بلند می کنم به سوی خود و پاک می گردانم ، از لوث کافران" خواهد شد.

و جبراییل تو رابر گوشه ای کشاند و از گوشه چشم تو ، از گوشه روزنه امید ، تو را به آسمان برد و او را که سودای بر دار کشیدن تو را داشت ، در هیات تو در آورد ، تا گرفتار کینه ورزی خویش شود و در گودالی که خویش کنده بود بر صلیب کشیده شود.

و این مسیح بود که از آسمان ها ، تقدیر الهی را نظاره می کردو  تسبیح پروردگار خویش را می گفت.

رفت تا به کوری چشم دل دجال صفیان دیگر بار بازگردد در رکاب مهدی موعود(عج).

نظرات (۶)

روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست/منت خاک درت بر بصری نیست که نیستسلامولادت حضرت امام رضا بر شما مبارک.لحظات خوبی داشته باشید.
سلام خوبین؟ به نظرت با این نوشتن ما باید تو نظرات چی بنویسیم؟ من یکی که نمی دونم چی بگم جز اینکه خیلی عالی بود ......ان شال الله که با حضرت مهدی ) عج زود تر ظهور کنن
  • توسط:دریا
  • خیلی جالب بود نوشتتون ..عیسی مسیح
  • توسط:علیرضا
  • سلام استاد،خیلی کارت درسته! ما خیلی چاکریم! نظری بر احوال ما فرومایگان بنداز!! خلاصه که متنت جداَ قشنگ بود. موفق باشی
  • توسط:ریحانه
  • برام تازگی داشت !
  • توسط:خرداد11
  • ((عیسی از دهی برون گردید و جوان ماهی گیری را دید او را دعوت نمود به یاری خویش جوان پذیرفت در هنگام حرکت به او خبر رسیدکه پدرش از دنیا رفته است.. جوان از عیسی فرصت خواست که همراه مردم ده مراسم به جا بیاورد .. عیسی نگاهی کرد و گفت : مرده را بر مردگان بسپار))اوستاد عزیز خیلی از لطفی که کردی متشکرم امید وارم که باز هم زیارتتون کنم .. سبز باشی و دل خوش..ک-جمشیدی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی