دست نوشته های یک بیوتن

یادداشت های شخصی محمدرضا سلطانی

دست نوشته های یک بیوتن

یادداشت های شخصی محمدرضا سلطانی

سلام خوش آمدید

آیا انتظار زیادی است؟

سه شنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۰، ۰۷:۴۲ ق.ظ
ظریفی می‌گفت: «به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی، از روانپزشکی پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانی به بستری شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟

روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخوری، یک فنجان و یک سطل جلوی بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالی کند.

من گفتم: آها ... فهمیدم. آدم عادی باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است. روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادی درپوش زیر آب وان را برمی‌دارد... شما می‌خواهید تختتان کنار پنجره باشد؟»

این روزها و پس از فراگیر شدن قصه پرغصه اختلاس سه هزار میلیارد تومانی از بانک صادرات، مدیران بانکی کشور رفتار «عادی» از خود بروز نمی‌دهند.

این مدیران به جای پذیرفتن قصور و تقصیر خود و به عوض عذرخواهی از مردم به عنوان صاحبان اصلی سرمایه‌های کشور، هر یک توپ را در زمین دیگری می‌اندازند و حتی با کمال تعجب خواستار دریافت جایزه هم می‌شوند!

مدیرعامل بانک صادرات که چهار سال است توسط این شخص و افرادش مورد اختلاس قرار گرفته، می‌گوید: «به ما جایزه بدهید که این را کشف کردیم» و رئیس‌کل بانک مرکزی و معاونینش که اساسا باید نظارت عالیه بر گردش مالی و پولی کشور داشته باشند، می‌گویند: «ما که گفته بودیم ... تازه اصلا به ما چه مربوط!»

«عادی»ترین رفتار از مدیران نظام بانکی کشور در چنین جریانی سخنان توجیهی و گرفتن انگشت اتهام به سوی دیگری نیست، بلکه «استعفا» است.

این کف انتظار افکار عمومی و مردم از مدیرانی است که در این پرونده بزرگ و پیچیده دخیل بوده‌اند. اگر قوانین موضوعه کشور فعلا مجال محاکمه مدیران بی‌کفایت را نمی‌دهد، حداقل نه به خاطر قانون بلکه به جهت احترام به مردم و افزایش اعتبار و اعتماد از دست رفته در نزد افکار عمومی خوب است این مدیران بلندپایه از پست خود کنار بروند.

بی‌کفایتی مدیریتی در این مسئله اظهر من الشمس است و هیچ چیزی نیز نمی‌تواند توجیه‌‌کننده سوء مدیریت در بانک مرکزی و بانک صادرات و همچنین سایر بانک‌های مرتبط با این مسئله باشد. اکنون مردم می‌پرسند آقایان و مدیرانی که حقوق‌ها و پاداش‌های چند ده میلیون تومانی می‌گیرند چرا در برابر این اتفاق فقط به فرافکنی روی آورده‌اند؟

اگر مجرمان سزاوار محاکمه هستند مدیرانی که قصورشان معلوم است شایسته کناره‌گیری‌اند. آیا این انتظار زیادی است یا رفتاری است غیرعادی؟

پی نوشت:
اختلاس بزرگ چگونه لو رفت؟

  • محمدرضا سلطانی

نظرات (۳)

محمدرضاجان سلام.پس از چندماهی خلاصه امشب به اینترنت دسترسی پیدا کردم و اولین حرکتم این بود که به شما سر بزنم و ابراز ارادت مجدد داشته باشم. خیلی دلم برای شما و بچه هایی که میشناسید تنگ شده .بخدا هرگر اون شب وروزهای قشنگ را از یاد نبرده ونخواهم بردوخواهش میکنم هریک از عزیزان رو که زیارت نمودی سلام گرم منو بهشون برسونی.قربونت بشم بازهم بهتون سرمیزنم .خدانگهدارشما وعزیزانتون.التماس دعا
سلام .حکایت جالبی بود .یعنی ربطش به این ماجرا جالب بود .
ما که نمیدونیم این رقمی که میگن یعنی چی؟اصلا این همه پول فقط تو داستانا وجود داره ؟ یا تو واقعیاتچند رورزه از رفقا یه کم پول قرض کردم که بتونم یه وام 9-10 تومنی بگیرم تازه برا اولین بار حسابم این همه پول رو به خودش دیدهچند روز پیش دفترچه حسابمو ورداشتم میگفت تو کی هستی من که تو رو نمیشناسممیخوان یه وام بدنبخشنامه براشون اومده گواهی کسر حقوق نمیخوادولی رئیس شعبه میگه اومده که اومده وام میخوای منم که تشخیص میدم بر با کسر حقوق بیا...این کف توقع مردم از این آقایون رو میشه بیشتر توضیح بدییعنی این همه پول رفته باز هم کف همینه؟این کثافتا .............. چیزی که تو ایران رسم نیست این کف هاست که وجود ندارهمیخواستم مثال بزنم گیج شدم خب کجا رو بگم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی