دست نوشته های یک بیوتن

یادداشت های شخصی محمدرضا سلطانی

دست نوشته های یک بیوتن

یادداشت های شخصی محمدرضا سلطانی

سلام خوش آمدید

افتخار

چهارشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۱، ۰۱:۳۵ ب.ظ

دیشب بانو سوال می کرد در مورد سوژه برای کنفرانس در درس تاریخ تحلیلی صدر اسلام...صحبت کشید به تاریخ...

با اینکه هیچ ارتباطی هم به حرفهایمان نداشت گفتم:

آنقدری که به شهر سوخته سیستان افتخار میکنم یک صدم آنرا به هخامنشیان و امثال کوروش و داریوش افتخار نمی کنم! (در خصوص تمدن)

  • محمدرضا سلطانی

نظرات (۳)

  • توسط:علی از راور
  • سلام و خسته نباشیخیلی حال کردم با این نوشتهاگرچه فبلا هم خونده بودمش یه جاییولی تا آخرش رو خوندمموفق باشی.پاسخ: کدوم نوشته رو؟ افتخار یا پیاده روی؟ افتخار که نتیجه ی یکم صحبت کردنم با بانو بود .... پیاده روی هم که یه حس گذرایی بود که اون لحظه داشتم...و جایی هم قبلا منتشر نشده بود....احتمالا چون خیلی ها این حس رو دارن شما یادداشتی مشابه رو قبلا دیدین....موفق باشید
  • توسط:شازده کوچولو
  • سلامگاهی می خواهم نا امید بشومگاهی می خواهم گله کنم و با خدا با اوقات تلخی حرف بزنمگاهی می خواهم ...اما خدا نمی گذارد..مثل خنده های شاد بچه های کوچک می دود توی غمچشم هایم و زیبایی ها را نشانم میدهددلم باز می شودمثل امروز با خواندن این چند خط حرف دل.ممنون از استاد.
  • توسط:فرزند ایران
  • خدا میدونه ما چقدر برای افتخار به خودمون دلیل داریم حتی قبل از اسلام اگه یه مقایسه بکنیم با اقوام و کشورهای دیگه تو همون زمان میبینیم که ما همیشه سربلند بودیم چه اون زمان چه الان خداپرست تر از همه بودیم فقط از قاجار به بعد تا زمانی که انقلاب شد باعث تاسف که به حمدالله بعد از انقلاب تلافی همش در اومد و دست اجنبی از وطنمون کوتاه شد

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی