دست نوشته های یک بیوتن

یادداشت های شخصی محمدرضا سلطانی

دست نوشته های یک بیوتن

یادداشت های شخصی محمدرضا سلطانی

سلام خوش آمدید

امام روح الله...مسیح دوران

پنجشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۱، ۱۱:۲۴ ق.ظ

«ارنست کاردیناله»، کشیش مسیحی و وزیر آموزش و پرورش دولت انقلابی ساندنیست‏های نیکاراگوئه، شرح دیدار خود با بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی و پاپ، رهبر کاتولیک‎های جهان را این‎گونه بیان می‎دارد: «بعد از انقلاب نیکاراگوئه، به شدت تحت محاصره اقتصادی بودیم و نیشکر - که مهم‏ترین منبع درآمد ارزی کشور ما بود - از ما خریداری نمی‎شد. وضعیت بسیار بغرنج و مبهمی داشتیم. در سفری به ایران، خدمت رهبر انقلاب اسلامی رسیدم. از کوچه‏های پرپیچ و خم جماران گذشتم. 

خانه رهبر انقلاب را در نهایت سادگی یافتم. مردی که شرق و غرب را به لرزه انداخته بود، پیرمردی است با لباس ساده در اتاقی کوچک. تنها حرفی که ایشان گفتند، این بود: «ما در کنار مبارزان علیه ستمکاران هستیم». این سخن قوت قلبی بود که با هیچ‎چیز قابل‎قیاس نیست. در ادامه سفر به مقر پاپ، رهبر کاتولیک‏های جهان رفتم. آن کاخ تو در تو و آن مقر باشکوه، آن لباس‏های گران‎قیمت و فاخر و رفتار تند و برخورد تلخ پاپ که گفت: «اگر می‎خواهی کمکی از جانب کلیسا به شما بشود، نباید به سیاست، کاری داشته باشید و همچنین با آمریکا درنیفتید.» من گفتم: « رهبر من قاعدتا باید شما باشید، اما نیستید. رهبر من امام خمینی است که به آن سادگی زندگی می‎کند و واقعا راه حضرت مسیح (علیه‎السلام) را می‎رود و با آمریکا دشمن است. اگر حضرت مسیح (علیه‎السلام) حالا بود، رفتار امام خمینی [قدس‎سره‏] را داشت.» این تصویری نقش‎بسته در دل و جان یک غیرمسلمان است که حقیقت دین خویش را در حضرت امام متجلی می‎بیند. 

به‎راستی امام عزیز ما، که بود و چه کرد؟ ما به‎عنوان پیروان و میراث‎داران او چه اندازه آن یگانه دوران را می‎شناسیم و چقدر عظمت میراث گران‎بهای او را -که پیرامون آن در وصیت‎نامه سیاسی و الهی خود فرمود: «نباید شک کرد که انقلاب اسلامی از همه انقلاب‌ها جداست، هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام‌، تردیدی نیست که این تحفه‎ای الهی و غیبی بود که از جانب خداوند منان برای ملت مظلوم و غارت‎زده عنایت شده است»-درک کرده‎ایم؟ بی‎شک او بارقه‎ای از لطف خدا به مردم جهان به‎ویژه مسلمانان بود و امروز با گذشت ۲۳ سال از رحلت جانسوز آن خورشید تابان، با رجوع به بیانات خلف صالح او که در ایام حزن و عزای رحلت جانسوزش بیان شده، به حقیقت خمینی کبیر بیشتر آشنا می‎شویم و تجلی حقانیت این سخنان پس از دو دهه هنوز چشم‎گیر می‎نماید، تا ما دوباره به عظمت انقلاب اسلامی بیندیشیم و اراده‎ای درخور این بزرگی را برای صیانت و پاسداری و فراتر از آن برای رشد و پویایی آن، وجه همت خویش قرار دهیم. پس باید که در سخنان رهبر فرزانه انقلاب اسلامی تأمل کنیم:

«آرمان‎هاى بزرگى که امام (رحمت‎الله‎علیه) بیان مى‏کردند، عبارت بود از: مبارزه با استکبار جهانى، حفظ اعتدال قاطع در خط «نه شرقى و نه غربى»، اصرار فراوان بر استقلال حقیقى و همه‏جانبه ملت - خودکفایى به‎معناى کامل - پافشارى فراوان و تمام‏نشدنى بر حفظ اصول دینى و شرع و فقه اسلامى، ایجاد وحدت و همبستگى، توجه به ملت‎هاى مسلمان و مظلوم دنیا، عزت بخشیدن به اسلام و ملت‎هاى اسلامى و مرعوب نشدن در مقابل قدرت‎هاى جهانى، ایجاد قسط و عدل در جامعه اسلامى، حمایت بى‏دریغ و همیشگى از مستضعفان و محرومان و قشرهاى پایین جامعه و لزوم پرداختن به آن‎ها.» (۱۷/۳/۱۳۶۸)

ایشان درخصوص کارهای ماندگار و بزرگ امام نیز فرموده‎اند: «اولین کار بزرگ او، احیاى اسلام بود. ۲۰۰ سال است که دستگاه‎هاى استعمارى سعى کردند تا اسلام به‎دست فراموشى سپرده شود... چون مى‏دانستند این دین، بزرگ‎ترین مانع در راه چپاول قدرت‎هاى بزرگ و استکبارى است. امام ما اسلام را دوباره زنده کرد و به ذهن و عمل انسان‎ها و صحنه سیاسى جهان برگرداند. 

دومین کار بزرگ او، اعاده روح عزت به مسلمین بود... با کار بزرگى که امام (رحمت‎الله‎علیه) انجام داد، مسلمان‎ها در همه‎جاى دنیا احساس عزت مى‏کنند و به مسلمانى و اسلام خود مى‏بالند.

سومین کار بزرگ او این بود که به مسلمان‎ها احساس درک امت اسلامى داد. امروز همه مسلمان‎ها، در اقصاى آسیا تا قلب آفریقا و تمام خاورمیانه و در اروپا و آمریکا، احساس مى‏کنند که جزو یک جامعه جهانىِ بزرگ، به‎نام امت اسلامى هستند. امام احساس شعور نسبت به امت اسلامى را ایجاد کرد، که بزرگ‎ترین حربه براى دفاع از جوامع اسلامى در مقابل استکبار است. چهارمین کار بزرگ او، ازاله یکى از مرتجع‎ترین و پلیدترین و وابسته‏ترین رژیم‎هاى منطقه و جهان بود... ایران مهمترین دژ استعمار در منطقه خلیج‏فارس و خاورمیانه بود. این دژ، به‎دست امام ما در هم فرو ریخته شد. 

کار پنجم او، ایجاد حکومتى بر مبناى اسلام بود؛ چیزى که به ذهن مسلمان‎ها و غیرمسلمان‎ها خطور نمى‏کرد. امام (رحمت‎الله‎علیه) در حد یک معجزه، به این خیال افسانه‏آمیز لباس واقعیت پوشاند. 
کار ششم او، ایجاد نهضت اسلامى در عالم بود... امروز در هر نقطه‏اى از دنیاى وسیع اسلام که جمعیت یا گروهى به انگیزه آزادی‎خواهى و ضدیت با استکبار حرکت مى‏کنند، مبنا و قاعده کار و امید و رکن‎شان، تفکر اسلامى است. 

هفتمین کار بزرگ او، نگرشى جدید در فقه شیعه بود. فقاهت ما پایه‏هاى بسیار مستحکمى داشته و دارد... امام عزیزمان این فقه مستحکم را در گستره‏اى وسیع و با نگرشى جهانى و حکومتى مورد توجه قرار داد و ابعادى از فقه را براى ما روشن کرد که قبل از آن روشن نبود. 

کار هشتم او، ابطال باورهاى غلط در باب اخلاق فردى حکام بود.. امام ما این باور غلط را عوض کرد و نشان داد که رهبر محبوب و معشوق یک ملت و دیگر مسلمانان عالم، مى‏تواند زندگى زاهدانه‏اى داشته باشد و به‎جاى کاخ‎هاى مجلل، در یک حسینیه از دیدارکنندگان پذیرایى کند و با لباس و زبان و اخلاق انبیا با مردم برخورد کند... از معجزات بزرگ آن بزرگوار این بود که هم در زندگى خود و هم در آن دستگاهى که به‎وجود آورده بود، نور معرفت و حقیقت تجلى یافته بود. 

کار نهم او، احیاى روحیه غرور و خودباورى در ملت ایران بود. برادران عزیز! حکومت‎هاى استبدادى و فردى، سال‎هاى متمادى ملت ما را به‎صورت ملتى ضعیف و مستضعف و توسرى‏خور در آورده بودند؛ ملتى که از استعداد جوشان و خصلت‎هاى جمعى فوق‏العاده ممتاز برخوردار است و در طول تاریخ بعد از اسلام، این‏همه افتخارات علمى و سیاسى دارد... بنابراین، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ما کشته بودند؛ ولى امام عزیز ما، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ایران بیدار و زنده کردند. 

در همان حال که ملت ما از احساسات و نخوت‎هاى بی‎جاى ناسیونالیستى - که استکبار عامل آن، و رژیم منحوس پهلوى مروجش بود - مبرا هستند، اما احساس عزت و قدرت مى‏کنند... این روح عزت و خودباورى و غرور ملى و افتخارات حقیقى و اصیل را امام (رحمت‎الله‎علیه) در ملت ما زنده کرد. 

و بالأخره دهمین کار بزرگ او، اثبات این نکته بود که «نه شرقى و نه غربى»، یک اصل عملى و ممکن است. دیگران خیال مى‏کردند که یا باید به شرق متکى بود و یا به غرب، یا باید نان این قدرت را خورد و ستایشش کرد و یا آن قدرت را ! فکر نمى‏کردند که یک ملت بتواند هم به شرق و هم به غرب «نه» بگوید و بایستد و بماند و خود را روزبه‏روز ریشه‏دارتر کند؛ اما امام (رحمت‎الله‎علیه) این نکته را ثابت کرد.» (۲۳/۴/۱۳۶۸)

و عامل موفقیت امام را این‎گونه ذکر کردند: «آن‎چه امام بزرگوار و ملت شجاع ما را در راه این مبارزه بزرگ موفق کرد، بصیرت و صبر بود - مقاومتى همراه با بصیرت - همان‏طور که امیرالمؤمنین (علیه‏الصلاه‎والسلام) فرمود: «و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر والصبر». علت آن‎هم این است که امروز مبارزه با کفر خالص و شرک خالص نیست، تا مطلب روشن، و صف‏بندی‎ها مجزا و جداى از هم باشد؛ بلکه امروز مبارزه با نفاق و دورویى و تزویر و شعارهاى توخالى و دروغ‌زنی‎ها و لاف‌زنی‎هایى است که بلندگوهاى استکبار را در همه انحاى عالم پُر کرده است. بسیارى دم از طرفدارى از حقوق بشر مى‏زنند و دروغ مى‏گویند. بسیارى دم از اسلام مى‏زنند و دروغ مى‏گویند. 

اسلام آن‎ها، اسلام باب طبع و میل سردمداران استکبار است. بسیارى دم از مساوات و برابرى انسان‎ها مى‏زدند و مى‏زنند و دروغ مى‏گفتند و مى‏گویند. بنابراین، مبارزه در دوران کنونى، مبارزه‏اى دشوار است؛ هم به‎خاطر قدرت زر و زور استکبار، و هم به‎خاطر قدرت تبلیغاتى و توجیه‏گر دروغگویی‎ها و نفاق‎هاى استکبار و ایادیش. انسان‎هاى بى‏ بصیرت، زود فریب مى ‏خورند. همین امروز هم در دنیا آدم‎هاى دلسوزى هستند که فریب خورده‏اند؛ دشمن را نشناخته‏اند و صف را تشخیص نداده‏اند. در ایران، امام عظیم‏الشأن ما، به برکت بصیرت مردم - که با صبر و مقاومت آن‎ها همراه بود - این راه را طى کرد و به موفقیت رسید. خود او، در ایجاد این بصیرت و صبر در مردم، بزرگ‎ترین مؤثر بود. هرجا در انحاى عالم مبارزه‏اى صورت مى‏گیرد، حرکتى مى‏شود، انسان دلسوزى در پى نجات توده‏هاى مردم حرکت مى‏کند، باید بداند که این راه، با هوشمندى و بصیرت و نیز با صبر و مقاومت طى‏شدنى است، و لاغیر.» (۱۴/۳/۱۳۷۰)

امروز ما از نعمت وجود پیر جماران محرومیم و به لطف الهی از دریای وجود رهبر فرزانه انقلاب بهره‎مند و چه زیبا بزرگ عارف زمانه حضرت آیت‎الله حسن‎زاده آملی در وصفش به قرآن توسل جست، آن‎جا که خداوند بزرگ فرمود: «مَا نَنسَخْ مِنْ آیَه أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ الله عَلَىَ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» و باز باید از خود بپرسیم آیا امروز قدر این نعمت را دانسته و به وظایف خود در قبال معظم‎له آشناییم و یا در صورت شناخت وظایف خویش، عامل به آن‎ها هستیم؟


پی نوشت: از آرشیو

  • محمدرضا سلطانی

نظرات (۳)

  • توسط:شازده کوچولو
  • سلام دوبارهچه روایت جالبی بودنشنیده بودم.واقعا برایم تازه بود.
  • توسط:سعیده السادات موسویان
  • سلام.کم پیدا شدید آقای سلطانی!حالتون خوبه؟؟؟خسته نباشید با درسها و کار!
    ...ممنون ازاین همه زیبایی نوشتار.متن وکه خوندم آخرش بی اختیار گفتم"اباالفضل علمدار...خامنه ای نگه دار"کاش لیاقتی باشه همه جوره سرباز آقاباشیم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی