دست نوشته های یک بیوتن

یادداشت های شخصی محمدرضا سلطانی

دست نوشته های یک بیوتن

یادداشت های شخصی محمدرضا سلطانی

سلام خوش آمدید

اینو میگن شوخی های مردانه!

دوشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۱، ۰۶:۱۳ ب.ظ

بانو در حال آماده کردن جعبه های هدیه ی عید غدیر برای دوستانشه...من پای پروژه هام نشستم. معین برادر 5ساله ی بانو هم نشسته پیشش و داره کمکش میکنه. به شوخی با بالش زدم به صورت معین. بانو گفت لااله الا الله از دست شما! گفتم ای بابا شوخیه خب. گفت توی این خونه همه شوخی بلدن جز ما! معین که از شوخی من با خودش خوشش اومده بود در جواب بانو گفت: به اینا میگن شوخی های مردانه نه زنانه!

  • محمدرضا سلطانی

نظرات (۶)

مشدی شوخی
  • شازده کوچولو
  • سلام
    یک بار آمدیم در زدیم کسی در را باز نکرد
    هستیم همچنان
    به امید خدا..
    یک کم سرمان شلوغ شده ..این جا اما حال و هوایش عوض شده(خوبتر شده)
    دلتان سبز
    روز خانواده هم توی راه است.
    خانواده تان هم سبز

    چه جالب :دی
  • تنهای تنها
  • سلام دوست عزیز
    همه ی حرفایی که زدیرو قبول دارم اما نمیشه کاری انجام داد به نظرم من زندگی من بن بست داره و منم دقیقا خوردم به بن بست

    یاراحم العبرات

     

    سلام

    بله.

    خیلی هم خوشحال میشم ازهمصحبتی بابانو.البته اگه افتخاربدن

     

    التماس دعا

    یاراحم العبرات

     

     

    سلام

    خواستم بگم اگه احیاناحرفی یاصحبتی برای من ایمیل کردین من ایمیلم کلاازبین رفته بدلیل اینکه چندوقت بودسرنمیزدم.اینوبه همه گفتم..به شماهم بگم یه وقت روحساب بی معرفتی مانزارید..عیدتون وهمچنین عیدبانوتونم مبارک..عیدی مایادتون نره:)به بانوی بزرگوارم تبریک بگین

     

     

    التماس دعا...خیلی

    پاسخ:
    سلام. ا جدا؟ چون وبلاگی نداشتین براتون ایمیل میزدم جواب کامنت هاتونو.
    یه شماره از شما دارم روی بخش نظرسنجی کافه جوانی قبلا ثبت شده بود. همونه همراهتون؟ که بدم به بانو

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی