دست نوشته های یک بیوتن

یادداشت های شخصی محمدرضا سلطانی

دست نوشته های یک بیوتن

یادداشت های شخصی محمدرضا سلطانی

سلام خوش آمدید

روزمرگی های من

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۱، ۰۹:۰۹ ق.ظ
بسم الله؛

این روزا دلم می خواهد کمی از همه چیز فاصله بگیرم...اگر نبود حجم کارها و فشار پروژه ی برنامه نویسی که شب و روزهای من را درگیر خود کرده است کمی به دور بودن از همه چیز می پرداختم.در این روزهای شلوغ جایی خالی می کردم برای خودم و بانو ... این روزها بانو نیز بخاطر من فرصتی برای استراحت و استفاده از تابستان ندارد. و ترجیح می دهد در هنگام انجام کارها کنارم باشد... دلم میخواهد زودتر این کار را تحویل دهم تا بیشتر از این شرمنده ی بانو نباشم بخاطر این ظهر و عصرهای تکراریِ در خانه ماندن!

  • محمدرضا سلطانی

نظرات (۳)

  • توسط:مسافر
  • سلامما رو هم دعا میکنی این شبا رفیق؟بسم الله... سلام...اون که شما باید ما رو دعا کنی استاد! اگه دعای ما رو بشنون انشالله...قبل از خودم برای شما
  • توسط:بی دل
  • سلامدرک میکنموقتی آدم دغدغه ی یه کاری رو داشته باشه تا تموم نشه اصلا انگار نمیتونه راحت و اونجوری که میخواد زندگی کنه . انشالله زودتر بتونید به زندگیتون برسید
  • توسط:بانو
  • اختیار دارین مهربان همسر...وظیفه ی ما در کنار شما بودن است...انشاا..ه این فشار کاری هم تموم میشه.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی