دست نوشته های یک بیوتن

یادداشت های شخصی محمدرضا سلطانی

دست نوشته های یک بیوتن

یادداشت های شخصی محمدرضا سلطانی

سلام خوش آمدید

نامش برای اولین بار شنیده می شد

سه شنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۰، ۰۹:۰۰ ق.ظ

نامش برای اولین بار شنیده می شد

محمد(ص) گفته بود : علی (ع) ،در تو شباهتی به عیسی بن مریم (ع) است.علی (ع) خندید و محمد (ص) را خنداند. زهرا گفت: نام این کودک را چه بگذاریم. علی (ع) گفت : به انتخاب رسول خدا باشد. و سکوت شد به احترام محمد(ص) .

درست نیمه رمضان بود که کودک به دنیا آمد . محمد(ص) در گوشش اذان گفت و بلندتر خوانداسمش را حسن می گذاریم . نیکی ها و زیبایی ها برای حسن(ع) است«. و نام حسن برای اولین بار بر فراز شبه جزیره شنیده شد. نام جدیدی بود در جاهلیت کسی این نام را نمی شناخت. نام حسن(ع) از دهان محمد(ص) بیرون آمد. خانه ای که از خشت هایش صدای حَق حَق می آمد.محمد (ص) گفته بود: شکوه و بزرگی و سیادت من برای حسن(ع) است. و حسن (ع) در خانه ای پا گرفت که از خشت هایش هم صدای حق حق می آمد. حسن (ع) در خانه ای پا گرفت که مردش علی (ع) بود و زنش زهرا(س) و حسن (ع) در خانه ای پا گرفت که نفس محمد (ص) صدای خدا بود و سخن محمد(ص) سخن خدا. حسن(ع) در خانه قد علم کرد که صدای خدا از آن شنیده می شد. محمد(ص) گفته بود تو از جهت منظر و اخلاق شبیه منی. حسن (ع) مثل محمد (ص) راه می رفت . مثل او راه می رفت . مثل او می نشست و مثل او می خندید . کودکی حسن (ع) روی زانو های محمد (ص) گذشت و جوانی اش در آغوش علی (ع) . علی (ع) مرد کارزار ، مرد خدا. علی (ع) مرد شمشیر و شمشاد و حسن (ع) مثل علی (ع) شد.

اسم خدا روی انگشتر حسن(ع)

محمد(ص) که از دنیا رفت تنهایی و سکوت مهمان در و دیوار های خانه شد. علی(ع) خلیفه نبود . علی (ع) و سکوت ، علی (ع) و سکوت ، علی (ع) و سکوت و این صبر و سکوت را حسن (ع) یاد می گرفت. مثل علی (ع) کار می کرد . مثل علی (ع) نماز می خواند و مثل علی (ع) مرد تسبیح بود، مرد چاه بود ، مرد نان بود ، مرد میدان بود . حسن (ع) از علی یاد می گرفت. روی انگشتر حسن حد شده بودالعزه الله» انگار عاشقی های حسن (ع) هم مثل عاشقی های علی (ع) بود.

عطر خوب همسایگی مهر و پیشانی

ماه رمضان برای حسن (ع) عطر آشنایی داشت. یاد محمد (ع) هر صبح و غــــــروب در دلــــش می نشست.شب قدر همیشه طعم بهتری داشت . طعم شیرین خدا . عطر خوب همسایگی مهر و پیشانی . شب شب نزول ، شب قرآن ،‌شب خدا،شب صــدای جبرئیل، شب نزدیکی به آسمان. و حسن (ع) متولد رمضان بود. و قدر رمضان را می دانست. عشق به رمضان را محمد(ص) یادش داده بود. شب قدر بهترین شب رمضان بود . بهترین شب خدا بود و حسن چقدر عاشقانه شب را می فهمید.

پیشانی مهتابی غرق در خون

شب ،‌شب نوزدهم رمضان، سال چهلم هجری ، کوچه های خاموش کوفه، شب قدر ، شب قرآن. حسن(ع) بود و شب بیداری. کسی از اهل خانه خواب نبود. حسین آنطرف بود و علی (ع) همراهی مسجد کوفه بود. علی(ع) رفت در سیاهی کوچه پس کوچه های کوفه رفت و دیگرحسن(ع) کمی دیرتر دنبال علی (ع) رفت . مسجد کوفه توی جهل توی تاریکی بود و حالاحسرت عمیقی بر نگاه مردم نشسته بود. حسرت اینکه علی (ع) دیگر حسرت اینکه علی (ع) غرق در خون است. خونین گوشه ای از مسجد بود و نجوای » به خدای کعبه رستگار شدم« از دهان علی (ع) بیرون می آمد. و در و دیوار مسجد را می لرزاند.

صدای علی (ع) خاموش نمی ماند.

دو شب بعد که انگار به اندازه هزار سال گذشت علی (ع) رفت . خندان و با نوای » فزت و رب الکعبه…« برلب، کوفه نفرین شده بود انگار. صدای فریاد و گریه از توی کوچه آمد. کسی فریاد زد : »آی مردم ، وای مردم علی (ع) را در نماز کشتند…«.صدای بی باوری گفت: » اِه ، مگر علی (ع) نماز هم می خواند؟و این همان نفرین بود. علی (ع) مرد شمشیر و شمشاد ،‌مرد آب و آیینه ، چشم هایش رابسته بود و توی کوچه چشم های حسن(ع) جوشید از اشک و صدایش لرزید«وای از این نامردمان و ناگهان حسن (ع) به یاد جمله محمد (ص) افتاد که گفته بود: علی! در تو شباهتی به عیسی بن مریم است.

پی نوشت: جای همگی خالی دیشب حرم بودم...چسبید!

  • محمدرضا سلطانی

نظرات (۵)

  • توسط:وحدت عماد
  • سلام بر برادر بدقول من!قرار بود رزومه ات را برایم بیاوری.در اسرع وقت با من تماس بگیر که خیلی کار واجبی دارم.09155160733
    واسه ی منم دعا کنید ...
    سلام به روز هستم تشریف بیارید
  • توسط:مسافر
  • سلام حاجی متن زیبایی بود با متنت حال کردم عید شما مبارک و زیارت حرمتون هم قبول شک ندارم یاد ما هم میکنی ضمنا یک پیشنهادجایی شنیدم وقتی به جای (ع) کامل علیه السلام مینویسی تا زمانی که این نوشته باشد برایت ثواب نوشته می شود ...یا علی ما را هم دعا ...
  • توسط:sedaye del
  • مرا یاد کن وقتی خدا را تلاوت میکنی ، شاید به صداقت قلب پاکت من نیز اجابت شوم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی