دست نوشته های یک بیوتن

یادداشت های شخصی محمدرضا سلطانی

دست نوشته های یک بیوتن

یادداشت های شخصی محمدرضا سلطانی

سلام خوش آمدید

هوا

چهارشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۸۹، ۰۲:۱۶ ب.ظ

تو را نمی شود نفس نکشم، چون به محض اینکه تو را نفس نکشم ، ریه هایم پر از سموم کشنده می شوند.

به به ! چه حیاط پر از تنفسی! چه قدر بهشت تو درخت و بلبل دارد!چه قدر فواره های بلند! چه صدای که ممزوج چه چه پرنده و قهقهه مستانه قطره های آب و نفس نفس فرشتگان است!

بیایم داخل؟ اجازه هست؟

با این حیاط، آن اتاق را هم که طلب کرده بودم در سرای ات ، نمیخواهم ، این جا شیرین تر است. عسل می چشم از رود شیرین چشم هایت، شاید اصلا نیایم داخل. می نشینم کنارت، هوای من! سخت نفس ام تنگ بوئیدنت است...


  • محمدرضا سلطانی

نظرات (۱۲)

سلام دوست ترینمدارم پستاتون رو میبینم طبعو سلیقتون زیباستخسته نباشید .....امیر
  • توسط:شازده کوچولو
  • سلام استادهنوز هم درگیر بهشتی؟ خیلی خوبه.من باید حالا حالا ها راه بروم تا به این فکر برسم...این روزها دعای فراوان می طلبد دلمان.یادتان باشد که یادمان باشید...یاد در راه ماندگان.
  • توسط:شازده کوچولو
  • سلام استاددوباره سلامتان را رساندیم.
    آپ جدیـــــــــــد...!!!!!!!!!
  • توسط:الهه شرق
  • کاش حال و هوای ادم هم به قشنگی و طراوت نوشته هاش باشه...منم قلم خوبی دارم اما گاهی اوقات حالم به خوبی قلمم نیسو نوشته هام غلط انداز میشه
  • توسط:اینجا مقصد خداست
  • سلام.گاهی باید با خدا درد و دل کرد...گاهی باید برای او نوشت...گاهی باید تا نهایت آرامش برایش اشک ریخت...گاهی هم باید صدایش کرد...خدا غریب است...غریب است که ما انسانها تنها در مواقع مشکلات یادش میکنیم...محفل ما مکانی است برای صحبت با خدا...بیا و برای خدا چند خطی بنویس...بیا و شکر گزار او باش...برایت از طرف خداوند، فرش قرمز گسترده ایم...مهمان محفلمان باش...آدرس:www.interview-with-god.blogfa.comمنتظر قدوم سبزت هستیم.با تشکر: سعیده السادات موسویان
  • توسط:شازده کوچولو
  • سلام استادباز هم سید مرتضی.. بارها این صدا را گوش کرده ام.واقعا چه موجود غریبی است این سید مرتضی....توصیف روشنی از بهشت بود. درختش .. (در مورد درختها نوشته بودی؟!)گل هایش.. و رودهایی که روانند.من اما بهشتیان را از همه اینها دوست تر دارم.و همنشینی با بهشتیان را.بهشت بدون یاران همدل خون جگر خورده دنیا.. بهشت نیست.باید بشود آنجا امام را دید و لشکر یارانش را..بهشت را ..با یارانش تفسیر کردن خوش تر است.چمران!..زین الدین!..مسیح کردستان!..باکریها..! همت..!بچه های گردان تخریب..!و شهدای گمنام قطعه 44 و..باید دور هم بنشینیم!(خودم را هم حساب کردم!!!) و به حال امروزمان بخندیم و رو ی زانویمان بزنیم که یادتان هست؟ یادتان هست چنین و چنان!؟چه لذتی دارد این جمع دوست داشتنی را درک کردن.!
  • توسط:آرون
  • منم هوای خاکی و شرجی و گرم می بویم!!!!!!!
    rss بلاگتونا پیدا نکردم به لیستم اضافه کنم؟؟؟؟!!!!
  • توسط:پیاده روی در خیابان بیست و سوم
  • هوا ....
  • توسط:س.م.قاصدک
  • سلام.خوبین؟؟کجایین شما؟کم می بینمتون؟؟؟؟!!!!!!!به روز شدن های دیر به دیرخبریه؟؟؟؟؟؟؟عاشقانه تون قشنگ بود.اجازه ورود به صحن و سراش به آدمهای صاف و زلالش خیلی ساده داده میشه.خوش به سعادتتون!التماس دعا.
    سلام دوست عزیز حقیقتش رو بخواهی الان کاری برام پیش اومد و باید برم ، فقط می تونم در همین حد بگم که ظاهرا وبلاگ خوبی داری ، امیدوارم من رو ببخشی . به زودی بهت سر می زنم .راستی من هم با موضوعات : موفقیت ، حرکات افزایش قد ، آموزش تند خوانی ، آموزش تن آرامی و..... به روزم . خوشحال می شم بهم سر بزنی .موفق هستی موفق تر باشی .

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی